Sunday, November 22, 2009

بیایین همگی دعا کنیم

دانیال کوچولوی شیرین و دوست داشتنی برای تمام نفسهایت دعا می کنم برات اعلام فرادرمانی می کنم تا زندگی تو و پدر و مادرت سرشار از سلامتی و شادی بشه

Friday, November 20, 2009

من باید، تو باید، ما باید
قول می دی؟
آفرین
از کی؟
از شنبه
باشه
یا علی

Thursday, November 12, 2009

وقتی کویین قاتل می شود

بعله هالووین با تاخیر بالاخره امشب به خونه ما رسید.داشتیم تلفنی با دختر دایی جان در باب عشق و عاشقی صحبت می کردیم که ناگهان متوجه جونوری بسیار خوش پر و پاچه شدم که در کناره فرش لم داده بود و شاید هم داشت استراق سمع می کرد این خانم و یا آقای بسیار بسیار لطیف از طرفی شباهت به آبدزدک موتاسیون یافته داشتن و از جهتی به اجداد خرچنگ درازشان رفته بودند و آنچنان دلبری می کردند که تمام موهای بدن انسان سیخ سیخ می شد القصه فورا مکالمه را قطع کرده و از آنجایی که من و کینگ از طرفداران محیط زیست هستیم و هیچگاه در خانه حشره کش نگهداری نمی کنیم بنده هم رفتم اسپری زیر بغل و خوشبو کننده هوا رو آوردم و خطاب بهش گفتم محترما می تونم خواهش کنم دست مبارک رو بالا ببرین تا زیربغلتون رو مستفیض کنم؟ و نمی دونم این از خدا بی خبرها از چه ترکیباتی در این اسپری ها استفاده می کنند که طفلی در جیک ثانیه جان به جان آفرین تسلیم کرد.خلاصه داستان به اینجا ختم نشد و در مسیر آشپزخانه بودم از برای تشیع جنازه که یک عدد خاله ریزه که از بدحادثه اضافه وزن هم داشت و همچین گرد و قلمبه بود جلوی راهم سبز شد غافل از این که بنده هنوز از قتل قبلی دستانم ناپاک است و جلوی چشمانم را خون گرفته و این شد که در یک حرکت با دستمال کاغذی که حاوی قربانی قبلی بود این یکی را هم یک لقمه چپ کرده و پیروزمندانه در سطل آشغال انداختمشان.همه اینها را گفتم تا تمامی افرادی که خواسته و ناخواسته موجب به تعویق افتادن پروسه مهاجراتی ما شده و می شوند بدانند و آگاه باشند که وقتی کویین اینقدر خشن هستش و دستش به خون آلوده است پس وای به حالشون که کینگ چگونه می تواند باشد از ما گفتن بود.تماس فرت

Thursday, October 22, 2009

هوم

همه چیزایی که تایپ کرده بودم رو پاک کردم نمی دونم چرا اما مثل اینکه هنوز آمادگی این وبلاگ رو ندارم ها ها الان زیر وبلاگم رو نگاه کردم دیدم نوشته 12 ماه شد

Sunday, October 18, 2009

من بی گناهم نه بدقول

من رو نزنین من بی گناهم و همچنان بی باک اما به اینترنت دسترسی نداشتم و سخت مشغول بودم توی یه برگه آ چهار که روی میز گذاشتم می رم و می یام کارهایی که باید انجام بدم رو می نویسم و اونایی رو که انجام دادم خط می زنم و باز روز از نو روزی از نو ،روزهای خوبیه که برای بچه های وبلاگی خبرهای خوب خوب می یاد از سلامتی گرفته تا ... همیشه خوب باشید.

Wednesday, October 7, 2009

coming soon

به زودی از این شبکه داستان جدید کویین بی باک پخش خواهد شد لطفا مثل این بیگانه جان سروصدا نکنید و در همه امور صبر پیشه کنید با تشکر

Wednesday, September 23, 2009

من مغز گوشتی

من تصمیم گرفتم که از آیدان استفاده کنم چون مغزم گوشتی شده و احتیاج هستش به اینکه کوچیک سر بالا و عروسکی بشه و بعد از مصرفش حتما راضی خواهم بود چون عوارض بعد از عمل رو نخواهد داشت و غیره